دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 6 مهر 1387

Image and video hosting by TinyPic

 

 

سالها میپنداشتم
          دوستی همچون سروی سر سبز
                            چهار فصلش همه آراستگی است
من چه می دانستم 
      هیبت باد زمستانی چیست
من چه می دانستم
    سبزه می میرد از بی آبی
                 سبزه یخ می زند از سردی دل
من چه می دانستم
          دل همه کس دل نیست
      قلبها صیقلی از
               آهن و سنگ
                            قلبها بی خبر از عاطفه اند

سخن از مهر من و جور تو نیست , سخن از 

متلاشی شدن دوستی است. 

و عبث بودن پندار سرور آور مهر...

یکشنبه 31 شهریور 1387
Image and video hosting by TinyPic


نه بارونی اومد و نه .....
سه شنبه 19 شهریور 1387
Image and video hosting by TinyPic

بگذاریم که احساس هوایی بخورد.....
دوشنبه 11 شهریور 1387
Image and video hosting by TinyPic


نگو از گل ،نگو از یخ
که در پاییزم


نگاهم کن ، نگاهم کن
چه درد انگیزم


با من نه گل ، نه آواز
نه آسمان ، نه پرواز
گل مرده ی آوار برگم
پاییزی ام ، هم فصل مرگم


اگر در شب ، اگر در باد
وگر در اشک می رویم
کدامین باغ؟
کدامین گل؟

من از پاییز می گویم

اگر ماهم ، اگر خورشید
اگر هم بغض باران
همه عشقم

همه بخشش
از اینجا تا بهاران
سه شنبه 29 مرداد 1387

Image and video hosting by TinyPic

ناصحم گفت جز غم چه هنر دارد عشق؟ گفتم ای خواجه ی غافل هنری بهتر از این؟


آنکه چشمان تورا این همه زیبا میکرد , کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد... .یا نمیداد به تو اینهمه زیبایی را ,  یا مرا در غم عشقت شکیبا میکرد.


پیداست هنوز شقایق نشدی...زندانیه زندان دقایق نشدی...وقتی که مرا از دل خود میرانی...یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی


نبودی بی تو پنهان گریه کردم...تو را دیدم و خندان گریه کردم...برای اینکه اشکهام رو نبینی... نشستم زیر باران گریه کردم...




گفتم زندگی چند بخشه؟گفت 2بخش . گفتم کدامند؟
گفت : کودکی , پیری
گفتم پس جوانی چه شد؟گفت با عشق ساخت – با بی وفایی سوخت و در آخر با جدایی مرد.



گفتمش بی تو چه میباید کرد؟عکس رخش را داد...گفتمش همدم شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد...وقت رفتن همه را میبوسید به من از دور نگاهش را داد....یادگاری به همه داد و به من ...انتظار سر راهش را داد.




خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان...باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان...روز اول که نهادند زگل پیکرشان ...سنگی اندر گلشان بود و همان شد دلشان



هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید..بهر یک گل منت صد خار میباید کشید..من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل...بخت بد بین از اجل هم ناز باید کشید....


Image and video hosting by TinyPic


میدونی ارزش عشق رو کی میدونه.اونیکه یه لحظه میبینه یه لحظه عاشق میشه اما یک عمر عاشق میمونه.



تو از بس زلالی دوست دارم..تو را از بی مثالی دوست دارم...اگر چه شاخه گلی هم ندارم...تو را با دست خالی دوست دارم


Image and video hosting by TinyPic


یکشنبه 27 مرداد 1387
Image and video hosting by TinyPic
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است,عشقی که گرم و شدید است زود میسوزد و خاموش میشود..مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است اگر مرا بسیار دوست میداری شاید این حس تو صادقانه نباشد.کمتر دوستم بدار تا ناگهان عشقت به پایان نرسد من به کم هم قانعم اگر عشق تو اندک و کم اما صادقانه باشد من راضی ام. دوستی پایدار و همیشگی از هر چیزی بالاتر است...مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است بگو تا زمانی که زنده ای دوستم داری ومن نیز تمام عشق خود را به تو پیشکش میکنم و تا زمانی که زندگی باقی است هرگز ترا فریب نمیدهم... مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است عشق پایدار لطیف و ملایم است و در طول عمر ثابت قدم, با تلاش صادقانه چنین عشقی به من هدیه کن و من با جان خود از آن نگهداری خواهم کرد..عشق صادقانه پایدار و همیشگی است مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش همان گونه که وزن زندگی است...
Image and video hosting by TinyPic
پنجشنبه 24 مرداد 1387
Image and video hosting by TinyPic


دست ها بالا بود
هر کس سهم خودش را طلبید
سهم هر کس که رسید داغ تر از دل ما بود
نوبت من که رسید
سهم من یخ زده بود
سهم من چیست مگر
یک پاسخ
پاسخ یک حسرت
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتی تا ته دلتنگی ها
شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند ..
.
سه شنبه 22 مرداد 1387

Image and video hosting by TinyPic

دختری به مادر گفت: مادرم عشق چیست؟ مادر اندکی رفت به فکربا نگاهی پرمِهر گفت: دخترم عشق؛ فریاد شقایق هاست. عشق؛ بازگشت پرستوهاست. عشق؛ نوید تَداوم است. مادرم عشق؛ تپش قلب آدمی تنهاست. عشق؛ عروس حِجله تنهایی انسانهاست. عشق؛ سرخی گونه های آدمی رسوا است. دخترم تو چه می دانی عشق؛ لذت انسان بودن است. تو نمی دانی عشق؛ نغمه های قلب قناری ها است. راستی دخترم تو چرا پرسیدی؟ دخترک با گونه های سرخ با کمی لبخند گفت: آخر پسر همسایه با نگاهی عاشقانه گفت: دوستت دارم. بی درنگ مادر یاد بی مهری شوهر افتاد . یاد آن سیلی سرخ. یادآن عشق حقیر. یاد آن قلب بی مهر ووفا . گفت: دخترم عشق؛ سرابی در دل دریا هاست
   1      2      3      4      5      6    >>