دندان پزشک, هر هفته عاشق یکی از بیمارانش میشد.

دندان پزشک هر هفته عاشق یکی از بیمارانش میشد.حدود دو سال میشد که دندان پزشک هر هفته عاشق یکی از بیمارانش میشد. از وقتی که کارش رو توی مطب جدید شروع کرده بود هر هفته عاشق یکی از بیمارانش میشد. اونقدر عاشق میشد که همه وقتی او را با بیمار میدیدن فکر میکردن اون دو تا همیشه باهم هستن. ولی کسی نمیدونست دندان پزشک هر هفته عاشق یکی از بیمارانش میشد . کار دکتر عصب کشی بود با اینکه دندان هم میکشید و پر میکرد ولی هیچوقت برای بیمار های موقتی که بیشتر از یک ساعت بیمار او نبودن خوب نبود ولی وقتی عصب کشی میکرد قضیه فرق داشت ,چون کم کم یک هفته مریض او بودند .به اونها بیمار های هفتگی میگفتند. دندان پزشک قصه ی ما هر هفته عاشق یکی از بیمارانش میشد. بعد از یک هفته عاشقی هفته ی بعدی شروع میشد و دکتر دندان پزشک هم هر هفته که میگذشت عاشق آن بیمار هفته جدید میشد.من هم اون رو عاشق میدونم شاید یکی خُرده بگیره که هر هفته؟! ولی اون هر هفته عاشق یکی از بیمارانش میشد.





